در این یکی دو سال اخیر کشور عزیزمان ایران با مشکلاتی نظیر تورم ، نقدینگی ، کمبود کالا در بازار و دیگر مشکلات اقتصادی از این قبیل مواجه شده است . خواستم در این نوشته به نقد مدیریت سیستمهای تولید بپردازم چرا که بخشی و شاید هم بخش عمده ای از دلایل بوجود آمدن وضع موجود نحوه نگرش و رویکردهای مدیریتی در حوزه تولید و توزیع هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی باشد

تفکر حاکم بر مدیریت تولید و عملیات در ایران بکارگیری سیاست تولید فشاری و عدم توجه به تقاضای بازار و کشش مشتری می باشد ، بطوریکه موجب انباشت موجودی بلاتکلیف در خطوط تولیدی برای زمان های نامشخص می باشد . اگر بخواهم با رویکرد تولید ناب موضوع را بیان کنم موجب اتلاف های هفت گانه نظیر موجودی اضافی ، تولید اضافی ، حمل و نقل اضافی و . . . می شود (دوستان می توانند به کتاب های مرتبط با تولید ناب جهت کسب اطلاعات بیشتر مراجعه فرمایند) وحال چرا بنده عنوان گردش مواد بصورت هوشمند را برای ارائه منظورم انتخاب کرده ام . شاید ما از کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت ، کشاورزی ، پزشکی ، طراحی و . . . مطالب زیادی خوانده باشیم . حال من در اینجا می خواهم به مسئله هوشمندسازی گردش مواد و موجودی در خطوط تولید بپردازم . حال چگونه می توان گردش مواد را هوشمند نمود ، ما و همکاران در یکی از صنایع تولیدی کشور با بکارگیری فلسفه تولید ناب و کانبان تا حدودی موفق به انجام اینکار شدیم ، به اینصورت که با تعریف و تخصیص ظروف حمل و بچ های حمل (استانداردسازی ظروف با توجه به حجم محصول ، سرعت مصرف ، وسایل حمل و نقل و دیگر امکانات لجستیکی) به فرآیندهای تولیدی و شناسنامه دار کردن ظروف برای بچ های انتقالی بین خطوط و ایستگاه های کاری به این صورت که در شناسنامه ظروف (یا همان کارت کانبان) مبدا ، مقصد ، فرآیند ، محل نگهداری و تعداد بچ این مفهوم را گسترش داد که "از کجا آمده ام ، به کجا می روم و آمدنم بهر چه بود" ، در واقع مواد و موجودی در گردش که در ظروف مخصوص به خود حمل می شوند به نحوی مسیر حرکت خود را تعیین کرده و به کارکنان تولید و انبار می فهمانند که تکلیف مرا روشن کنید و مسیر حرکت رو به جلو مواد از این طریق هموار و یکنواخت می گردد . البته کل ساختار باید از نو طراحی و طرح ریزی گردد ، کار به همین سادگی که بنده بیان کردم نیست اما با کمی خلاقیت بسیار شدنی است . حال ارتباط این موضوع با اوضاع اقتصادی و شاخص های اقتصادی مه بیان کردم چیست . همچناکه گفتم تفکر حاکم بر مدیریت سیستمهای تولیدی استفاده و بکارگیری رویکرد تولید فشاری است که موجبات انباشت مواد و موجودی بدون مشتری  (حداقل برای زمان نامشخص) در کارخانجات می شود در حالیکه هزینه هایی از قبیل تامین مواد اولیه ، حقوق و دستمزد نیروی انسانی ، هزینه های انرژی ، حمل و نقل ، انبارش و نگهداری موجودی و . . . برای تولید کالا پرداخت شده است و محصولات تولید شده منتظر تقاضای مشتری می مانند و در نتیجه منابع مصرف شده اما نتایج حاصل نشده اند (کارایی کم می شود) و در نتیجه سازمان ها با مشکل تامین منابع مالی (نقدینگی) مواجه می شوند در حالیکه کالای بسیار زیادی در انبار موجود می باشد و عمق مشکل آنجاست که کالا بصورت نیمه ساخته باشد که در این حال ، در صورت تقاضای مشتری زمان پاسخ گویی و سطح خدمت رسانی به مشتری نیز پایین می آید و این موضوع نیز باعث عدم رضایت مشتری و مزید بر مشکلات دیگر می شود و حال این بحث را برای کلیه بنگاه های اقتصادی و تولیدی بخواهیم تسری دهیم . در می یابیم که با توجه به چند برابر شدن نقدینگی در کشور ، بنگاه ها مشکل تامین منابع مالی دارند . البته بنده به این موضوع نیز واقف هستم که نقدینگی به جاهای دیگر غیر از تولید سرازیر شده است ولی کارخانجات ما هم مملو از محصولات نیمه ساخته و نهایی می باشند و در ضمن چرا این همه بنگاه های تولیدی به تامین منابع مالی از جای دیگری وابسته هستند و به منابع درآمدی خود تکیه ندارند . مگر یک بنگاه اقتصادی درآمد ندارد . لذا من فکر می کنم که مشکل در فرهنگ تولید و مصرف و عدم تخصیص منابع بصورت بهینه و عدم توجه به نیازها می باشد . هر سازمانی دوست دارد که بدون توجه به نیاز و تقاضای بازار هم از جنبه کمی و هم از جنبه کیفی ، هرچه قدر دوست دارد تولید کند که در نهایت با توجه به مملو بودن کارخانه ها از کالا ، مشکل نقدینگی ، کمبود کالا در بازار و تورم وجود دارد . لذا در خاتمه ضمن سپاس از دوستانی که وقت گذاشتند و مطلب زیر را مطالعه نمودند تقاضا دارم که نظرات خود را حتما بیان دارم و دلیل ارتباط دادن یک موضوع شاید پیش پا افتاده مانند "گردش مواد و موجودی در خطوط تولید" از نظر برخی افراد با شاخصهای کلان اقتصادی کشور این بود که بهبود اقتصادی بدون بکارگیری مفهوم بهره وری حادث نخواهد شد و افزایش بهره وری نیز بدون تغییر در نگرش و رویکردهای حاکم بر صنایع تولیدی و خدماتی صورت نمی گیرد و ابزار افزایش بهره وری همین تکنیک ها و مفاهیم بسیار ساده اما با عمق بسیار زیاد می باشند .