با سلام به دوستان

امروز می خواهم موضوع جدیدی را در خصوص گردش مواد و موجودی در زنجیره تامین (تامین ، تولید و توزیع) بیان کنم که امید است مورد توجه دوستان قرار گیرد . همانطور که یک آدم می تواند کار داشته باشد یا بیکار باشد . کالایی هم در خط تولید می تواند کار دشاته باشد یا بیکار باشد . حالا بحث را در ادامه مطلب دنبال کنید

یک آدم بیکار هدف مشخصی ندارد و دائما از این خیابان به آن خیابان سرک می کشد بدون اینکه ارزش اقتصادی خاصی برای خانواده و جامعه داشته باشد و صرفا هزینه دارد چون غذا می خواهد ، سرپناه می خواهد ، لباس می خواهد و نیازهای دیگری با توجه به استانداردهای زندگی امروزه ف چه می دانم وب گردی می کند ، به مسافرت می رود ، با دوست . . . بیرون می رود و احتمالا چیزی می خرد و 100 نیاز دیگر که چنین فردی فقط مصرف کننده است بدون اینکه خدمت یا تولید خاصی که ارزش اقتصادی و اجتماعی داشته باشد را ارائه نماید . و همچنانکه می دانیم در هر جامعه انسانی با هر غالبی (محله ، شهر ، استان ، کشور و حتی قاره) هرچه تعداد بیکاران زیاد باشد ، مشکلات و معضلات اجتماعی و فرهنگی نیز زیاد است . یعنی در واقع بیکاری فقر و بزه تولید می کند و حال برویم سر اصل مطلب و همان موضوع خودمان ، حالا تصور کنید که یک کالا بصورت مواد اولیه ، نیمه ساخته یا محصول نهایی در چرخه تامین خود بلاتکلیف یاشد (مانند یک آدم بیکار) فرض کنید در انبار بصورت مواد اولیه همچنان بدون استفاده باشد یا پس از وروی به خط تولید قسمتی از عملیات ساخت و تولید روی آن انجام شده ولی به دلیل تغییر برنامه تولید همچنان بصورت نیمه ساخته رها گردد و یا کلیه عملیات ساخت و تولید آن انجام شده ولی در انبار منتظر تقاضای مشتری بماند  در صورت وقوع هر کدام از حالات فوق کالا بدون اینکه ارزش افزوده اقتصادی خاصی داشته باشد . صرفا هزینه و ریسک جذب می کند (مانند همان آدم بیکار) و اما این هزینه ها و ریسک ها چه هستند ، هزینه خرید مواد اولیه ، حقوق و دستمزد کارکنان (تولیدی و پشتیبانی) ، هزینه تامین مواد و ملزومات کمک تولیدی مانند روغن ، گریس و . . . ، هزینه های انرژی ، هزینه های لجستیکی ، اشغال فضای انبار و تولید (در صورتیکه محل اجاره ای باشد هزینه اجاره محل و در غیر اینصورت هزینه های بیمه ای) ، اشغال پالت و ظروف ، جابجایی بدون هدف از یک نقطه به نقطه دیگر و ریسک های دیگری از این قبیل که دوستان می توانند به موضوعات مرتبط با آنالیز نقاط بحرانی و ریسک زنجیره تامین ایجانب مراجعه نمایند . حال بیکار ماندن و ولگردی مواد و موجودی در زنجیره تامین و تولید و شباهت آن با آدم بیکار شاید تا حدودی برای دوستان مشخص شده باشد و حال عدم وجود یک رویکرد ناب در زنجیره تامین و تولید کالا و خدمات در ایران می تواند هزینه هایی بدون ارزش افزوده را به قیمت تمام شده محصول یا خدمت تحمیل نماید که متاسفانه مشتری باید بهای آنرا بپردازد بدون اینکه واقعا ارزش آن بها را داشته باشد و متاسفانه قوانین و مقررات صنعتی ، مالی ، دارایی و حسابرسی ، تعزیراتی و حکومتی نیز نمی توانند کاری در این زمینه بکنند و منابع مصرف می شوند بدون اینکه نتایج با ارزش حاصل شوند (بهره وری پایین) . حال می خواهم تکنیک یا ابزاری که می تواند بسیاری از ایت اتلاف ها را از بین ببرد معرفی کنم که همان تولید کششی یا کانبان است ، البته تغییر نگرش تولید از سیستم تولید فشاری به سمت تولید ناب کار بسیار بسیار مشکلی است که واقعا کار مهندسی و فرهنگی زیادی لازم است انجام گیرد و البته سیاستهای اقتصادی نیز در سوق دادن تولید به سمت چنین رویکردی می توانند کارساز باشند . شما تصور کنید که نرخ تورم پایین باشد و رقابت شفاف در عرصه اقتصاد وجود داشته باشد . لزوما بنگاه های اقتصادی به هیچ وجه نمی توانند با چنین رویکردی دوام داشته باشند . ادامه بحث را به روزهای آینده موکول می کنم .